دروس خارج فقه استاد معظم حاج شیخ محمدتقی شهیدی
کتاب صلاة – سال یازدهم
سال 1405-1406
متن تقریر
جلسۀ 17-1273
شنبه – 11/07/1406
أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم الحمد للّه ربّ العالمین و صلّی الله علی سیّدنا محمّد و آله الطاهرین سیّما بقیّة اللّه فی الأرضین و اللعن علی أعدائهم أجمعین.
ادامه مساله 24
(مسألة 24): إذا لم يدرك الإمام إلّا في الركوع أو أدركه في أوّل الركعة أو أثنائها أو قبل الركوع فلم يدخل في الصلاة إلى أن ركع جاز له الدخول معه، و تحسب له ركعة، و هو منتهى ما تدرك به الركعة في ابتداء الجماعة (4) على الأقوى، بشرط أن يصل إلى حدّ الركوع قبل رفع الإمام رأسه، و إن كان بعد فراغه من الذكر على الأقوى فلا يدركها إذا أدركه بعد رفع رأسه، بل و كذا لو وصل المأموم إلى الركوع بعد شروع الإمام في رفع الرأس، و إن لم يخرج بعد عن حدّه على الأحوط، و بالجملة إدراك الركعة في ابتداء الجماعة يتوقّف على إدراك ركوع الإمام قبل الشروع في رفع رأسه، و أمّا في الركعات الأُخر فلا يضرّ عدم إدراك الركوع مع الإمام بأن ركع بعد رفع رأسه، بل بعد دخوله في السجود أيضاً، هذا إذا دخل في الجماعة بعد ركوع الإمام، و أمّا إذا دخل فيها من أوّل الركعة أو أثنائها و اتّفق أنّه تأخّر عن الإمام في الركوع فالظاهر صحّة صلاته و جماعته، فما هو المشهور من أنّه لا بدّ من إدراك ركوع الإمام في الركعة الأُولى للمأموم في ابتداء الجماعة و إلّا لم تحسب له ركعة مختصّ بما إذا دخل في الجماعة في حال ركوع الإمام أو قبله بعد تمام القراءة لا فيما إذا دخل فيها من أوّل الركعة أو أثنائها، و إن صرّح بعضهم بالتعميم، و لكن الأحوط الإتمام حينئذٍ و الإعادة[2].
اقتدا به امام جماعت در رکوع
بررسی تعارض بین روایات
بیان شد که دو طایفه از روایات با یکدیگر تعارض دارند. مفاد طایفه اول این بود که اگر مأموم رکوع امام را درک کند و تکبیر الحرام را گفته و قبل از اینکه امام سر از رکوع بردارد به رکوع برود، جماعتش صحیح است. در طایفه دوم چهار روایت از محمد بن مسلم[3] با تعابیر مختلف نقل شده بود. این دو طایفه با هم تعارض میکنند.
نظر شیخ طوسی
شیخ طوسی برای حل تعارض بیان کردند که اگر شخصی وارد شود و تکبیر رکوع امام را بشنود اما بترسد که قبل از بلند شدن امام از رکوع به صف جماعت نرسد، او می تواند از همان راه دور اقتدا کند و با امام به رکوع رفته و بعد از آن به صف جماعت ملحق شود[4].
اشکال شیخ انصاری به شیخ طوسی
شیخ انصاری در مورد حملی که شیخ طوسی مطرح کردند، می فرمایند: « ]هذا الحمل[ مشكل: … فلأنّ الصحيحة المذكورة هنا تدلّ على أنّ دخول المأموم المسجد كاف في حال ركوع الإمام، و الأغلب عدم سماع تكبير الإمام من خارج المسجد»[5] . روایاتی که در آنها بیان شده اگر ماموم ترسید که به رکوع امام نرسد، می تواند از راه دور اقتدا کند، مربوط به فرضی است که ماموم وقتی داخل مسجد می شود که امام در حال رکوع است. روایات طایفه اول نیز در مورد همین فرض است که وقتی وارد مسجد می شود که امام در حال رکوع است. در این موارد اغلب تکبیر رکوع را ماموم نمی شنود. در حالی که در صحیحه محمد بن مسلم بیان شده که اگر تکبیر را با امام درک کرده، اقتدا کند بنابراین اگر وقتی شخص وارد شود که امام در رکوع باشد تکبیر رکوع امام را درک نکرده است و نباید در اینجا اقتدا کرد. حمل روایاتی که بیان کرده که شخص وارد مسجد شده بر فرضی که تکبیر رکوع امام را درک کرده حمل صحیحی نیست در نتیجه جمع این روایات به نحوی که شیخ طوسی بیان کرده اند، صحیح نیست.
جمع اول: حمل طایفه ثانیه بر کراهت و قلت ثواب
جمع اول این بود که روایات طایفه ثانیه حمل بر کراهت به معنای قلت ثواب شود.
اشکال شیخ انصاری به جمع عرفی
شیخ انصاری در رساله عملیه شان که صراط النجاة است، مطابق مشهور فتوا داده اند که اگر ماموم رکوع امام را درک کند و تکبیرةالاحرام بگوید و قبل از اینکه امام سر از رکوع بردارد به رکوع برود، جماعتش صحیح است[6]. در کتاب الصلاة نیز در مورد روایات محمد بن مسلم بیان کرده اند: « فلتحمل هي على استحباب عدم الدخول معه في تلك الركعة» و قائل به نظر مشهور شده اند[7].
اما ایشان در موضع دیگری در بحث جماعت کتاب الصلاة بیان کرده اند که این روایات جمع عرفی ندارد. ایشان می فرمایند: حمل به کراهت روایتی که فرموده: «لا یعتد بتلک الرکعة» اگر به این معنا باشد که در رکوع به امام اقتدا شود و با امام همراهی شود اما رکعت اول ماموم محسوب نشود، این حمل در غایت اشکال است چون مستلزم زیاده در نماز است. علاوه بر اینکه در نقل دیگر صحیحه محمد بن مسلم بیان شده: «لا تدخل معهم فی تلک الرکعة».
اگر مراد این است که وقتی امام در حال رکوع است، بهتر است که اقتدا نکرده و در رکعت بعد اقتدا شود یا اگر در رکعت آخر باشد بهتر است که اقتدا نشود اما اقتدا کردن مشروع است، لازمه اش این است که اگر در حال رکوع اقتدا کند، جماعت صحیح است اما فضیلت نماز جماعت را ندارد. در حالی که این خلاف ظاهر اخباری است که بیان می کند که جزء جزء نماز جماعت فضیلت و ثواب دارد.
اگر مقصود ترغیب به زودتر رفتن به مسجد باشد تا قبل از رفتن امام به رکوع اقتدا کنند، این مطلب با تعبیر «لا تعتد بتلک الرکعة» و «لا تدخل فی تلک الرکعة» سازگار نیست زیرا فرض این است که این مشکل پیش آمده و شخص عجله نکرده و دیر رسیده است.
در نهایت شیخ انصاری قول شیخ را خالی از قوت ندانسته است که اگر شخصی تکبیر رکوع امام را درک کرده، اقتدا کند و اگر درک نکرده تا رکعت بعد صبر کند. علاوه بر اینکه این قول اوفق به احتیاط بوده و با اصل عدم مشروعیت نیز سازگار است. زیرا وقتی در حال رکوع اقتدا می کند حمد و سوره را ترک کرده و این خلاف اطلاق «لا صلاة الا بفاتحة الکتاب» است و قدر متیقن از تخصیص این دلیل، فرضی است که تکبیر رکوع امام را درک کرده باشد[8].
اشکال محقق اصفهانی به جمع عرفی
محقق اصفهانی نیز در اشکال به جمع عرفی فرموده اند: امر به ترک موردی که ثواب کمتری دارد، در جایی فرض می شود که بتوان صورتی را که ثواب بیشتری دارد، انجام داد. اما در اینجا زمانی به جماعت رسیده که امام تکبیر رکوع را گفته است و عدل افضل از دسترس خارج شده است. البته اگر دو جماعت در حال برگزاری بود و یکی از امام جماعت ها در رکوع بود و دیگری هنوز به رکوع نرفته بود، صحیح است که گفته شود «لا تدخل مع الامام الاول فی رکوعه».
لذا ایشان فرمودند: اینکه بین درک جماعت و درک فضیلت جماعت نسبت عموم و خصوص من وجه قائل شویم به این صورت که اگر در حال رکوع به امام اقتدا شود، درک جماعت است اما درک فضیلت جماعت نیست، و اگر قبل از رکوع امام اقتدا کند، هم درک جماعت است و هم درک فضیلت جماعت شده است، و اگر در تشهد رکعت آخر به امام اقتدا کند، درک جماعت نکرده و تنها درک فضیلت جماعت کرده است، این خلاف ظاهر ادله است. همچنین اگر جماعت مستحب است معنا ندارد که ترغیب به ترک مستحب شود.
محقق اصفهانی در انتها فرموده اند: «و الإنصاف أنّه لا بدّ من معاملة التعارض مع الطائفتين لعدم الجمع المقبول» البته ایشان طایفه اولی را از باب شهرت روائیه و فتوائیه ترجیح میدهند[9].
پاسخ اول: حمل روایات محمد بن مسلم بر اقلیت فضیلت
اگر فرض شود که یک عام فوقانی وجود دارد که هر رکعت جماعت ثواب مستقل دارد، این روایات دلیل خاص بوده و کاشف از این است که افضل این است که در رکعت بعد اقتدا کند. اما اینطور نیست که اگر در حال رکوع اقتدا کند فضیلتی نداشته باشد بلکه از ترک اقتدا بهتر است اما نسبت به اینکه در رکعت بعد قبل از رکوع اقتدا کند فضیلت کمتری دارد.
در رکعت آخر نیز اگر به تکبیر رکوع امام نرسید، بهتر است که در تشهد به امام اقتدا کند و به فردی که می خواهد در تشهد به امام جماعت اقتدا کند گفته می شود « إِذَا لَمْ تُدْرِكْ تَكْبِيرَةَ الرُّكُوعِ فَلَا تَدْخُلْ فِي تِلْكَ الرَّكْعَةِ»، اما اگر کسی نخواهد در تشهد به امام اقتدا کند و قصد داشته باشد که نماز را فرادی بخواند، اینکه در رکوع امام اقتدا کند، فضیلت جماعت را دارد اما فرد افضل نیست.
البته اگر ادعا این بود که مراد ادله این است که اگر در رکوع به امام اقتدا کند اصلاً هیچ فضیلتی ندارد، وجهی برای اشکال وجود داشت که این خلاف مرتکز است که جماعت مشروع باشد اما هیچ فضیلتی نداشته باشد.
پاسخ دوم: امکان مشروعیت بدون لزوم فضیلت در هر رکعت
اشکالی ندارد که اقتدا در حال رکوع، نماز جماعتی باشد که مصداقی از مصادیق نماز واجب است که به آن ترغیب نشده است چه اینکه به طور کلی ترغیب نشده است مانند اینکه در رکوع رکعت آخر اقتدا کند (با فرض اینکه افضلیت اقتدا در تشهد نسبت به اقتدا در رکوع عرفی نباشد) یا نسبت به هر رکعتی در نظر گرفته شود که مثلا ادراک در رکعت اول برای کسی که فقط رکوع را درک کرده فضیلت ندارد اما شارع برای تسهیل بر مردم این را مشروع قرار داده است زیرا منشا می شود که ماموم بتواند حمد و سوره را ترک کند.
اگر عامی هم داشته باشیم که دلالت بر فضیلت نماز جماعت در هر رکعت داشته باشد، قابل تخصیص است. ارتکازهایی هم که ادعا می شود ناشی از فتاوا و عدم معرفت دقیق به مسائل است که اعتباری ندارد.
همچنین به نظر عقلی نیز ممکن است که امری مشروع باشد در عین حال ترغیب به ترک آن بشود.
پاسخ سوم: احتمال وحدت حدیث و نقل به معنا در روایات محمد بن مسلم
پاسخ دیگر اینکه روایات محمد بن مسلم چهار نقل است. اگر این چهار روایت چهار کلام مختلف از امام بود می توان به هر کدام استدلال کرد ولی نقل به معنا در بین روات شایع است و مظنون این است که اینها یک حدیث بوده و نقل به معنا شده و تبدیل به چهار متن شده است.
1) «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ عَنْ عَاصِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا أَدْرَكْتَ التَّكْبِيرَةَ قَبْلَ أَنْ يَرْكَعَ الْإِمَامُ فَقَدْ أَدْرَكْتَ الصَّلَاةَ»[10].
2) «وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ لِي إِنْ لَمْ تُدْرِكِ الْقَوْمَ قَبْلَ أَنْ يُكَبِّرَ الْإِمَامُ لِلرَّكْعَةِ فَلَا تَدْخُلْ مَعَهُمْ فِي تِلْكَ الرَّكْعَةِ»[11].
3) «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَال أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا لَمْ تُدْرِكْ تَكْبِيرَةَ الرُّكُوعِ فَلَا تَدْخُلْ فِي تِلْكَ الرَّكْعَةِ»[12].
4) «وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَا تَعْتَدَّ بِالرَّكْعَةِ الَّتِي لَمْ تَشْهَدْ تَكْبِيرَهَا مَعَ الْإِمَامِ»[13].
اگر نقل جمیل بن دراج از محمد بن مسلم از امام صادق علیهالسلام قرینه بر تعدد باشد، در این نقل، نهی از دخول در رکعت مطرح شده است. اما در روایات ما موارد زیادی وجود دارد که همان روایتی که از محمد بن مسلم از امام باقر ع نقل شده از محمد بن مسلم از امام صادق ع نیز نقل شده است. بنابراین در اینجا نیز نسبت به نقل جمیل مردد می شویم زیرا اگر از هر دو امام ع نقل شده باید می فرمود: «عنهما». بنابراین مشخص نیست که کدام متن از امام ع نقل شده و ممکن است که اصلا در کلام امام، نهی وجود نداشته باشد.
اگر متن روایت «فقد ادرک الصلاة» باشد، مشکلی وجود ندارد و روایت مراتب ادراک فضیلت را بیان می کند. ممکن است کسی که به تکبیر رکوع امام می رسد، مرتبه کامل جماعت را درک کرده باشد و به همین دلیل ترغیب به جماعت می کند اما در روایت دیگر بیان شده که اگر به رکوع هم برسد اشکالی نداشته و جماعت منعقد می شود. در این صورت روایات با یکدیگر تنافی ندارند.
پاسخ چهارم: عرفی بودن جمع غیر ساذج
اینکه این جمع عرفی، ابتداءً به ذهن عرف نمی آید و جمع ساده ای نیست صحیح است اما اینطور نیست که ما در فقه تنها به دنبال جمع ساذج باشیم. اگر جمعی ابتداءً به ذهن عرف نمی آید ولی اگر به آن عرضه شود از پذیرش آن ابا ندارد، این جمع عرفی نیز مشکلی ندارد.
جمع دوم بین دو طائفه
جمع دوم در کلام آقای حائری مطرح شده است. البته کلام ایشان اضطراب دارد. در یک مورد جمع عرفی اول را پذیرفته اند[14] اما در بیان دیگری این جمع را عرفی ندانسته اند[15].
و الحمدلله رب العالمین.